
از عمق ناپیداى مظلومیت ما،صدایى آمدنت را وعده مى داد.
صدا را، عدل خداوندى صلابت مى بخشید و مهر ربانى گرما مى داد.
و ما، هر چه استقامت، از این صداگرفتیم و هرچه تحمل، از این نوادریافتیم.
در زیر سهمگین ترین پنجه هاى شكنجه تاب مى آوردیم كه شكنج زلف تو را مى دیدیم. در كشاكش تازیانه ها و چكاچك شمشیرها، برق نگاه تو تابمان مى داد و صداى گامهاى آمدنت توانمان مى بخشید.
رایحه ات كه مژده حضور تو را بردوش مى كشید مرهمى بر زخمهاى نو به نومان بود و جبر جانهاى شكسته مان. دردها همه از آن رو تاب آوردنى بود كه آمدنى بودى.
تحمل شدائد از آن رو شدنى بودكه ظهورت شدنى بود و به تحقق پیوستنى.
انگار تخم صبر بودیم كه در خاك انتظار تاب مى آوردیم تا در هرم خورشید تو به بال و پر بنشینیم.
سنگینى بار انتظار بر پشت ما،سنگینى یك سال و دو سال نیست سنگینى یك قرن و دو قرن نیست.حتى از زمان تودیع یازدهیمن خورشید نیست.
برچسب:
نویسنده: mohammad naghdi