ای شهسوار پرنیان پوش
می آیی مثل نسیم!
با یک سبد ستاره و گل،چشمان تو سلام بهار است.در ژرفای بی کران تو دریا ،با واژه،واژه تو را تکرار می کند و آفتاب جویباری،دست های تو را.
تو طراوت بهاری و جلوه تمامیت عشقی.
از آن سوی دریاها،از امتداد روشن فرداها می آیی و حجم تنهایی زمین را پر از اقاقی و اطلسی می کنی.
تو باغچه ی دلم را از عشق و عاطفه سرشار می کنی و مرا با آفتاب پیوند می دهی.
ای آسمانی ترین ترانه ی عشق،ای روح مهربان،هنوز جاده های دلواپسی،عطر عبور تو را می جویند.
ای نور دو چشمان نبی،همیشه در دل ما جای داری.از دیدگانمان غایب و غایب اوصاف الهی هستی.بیا و آرام دل منتظرانت باش.چون امید همه ی مردم محروم هستی تا شمشیر عدالت رو از نیام بکشی و رخ زیبایت رو نمایان کنی.
ای شهسوار پرنیان پوش با تمام تنهایی ام،با تمام دلواپسی ام تو را می خوانم.ای بشارت رهایی بیا و دست های خالی من و منتظرانت رو از شکوفه های گل محمدی پر کن.
ای زلال تر از باران،بر ما ببار و جان های تشنه ی ما را با حضور سبزت سیراب کن.به امید روز آمدنت با اشک دیدگانمان به انتظار شیرین و نفس گرم می نشینیم.
منبع:مجله ی خانواده ی سبز شماره ی 171

برچسب:
نویسنده: mohammad naghdi