به دور از تو به خود مشغول شدم
آرى همه ما به خود مشغول شدیم
رفتیم به نماز ایستادیم و نفهمیدیم که او شرط نماز؛
یعنى قبله ما
در کجا مانده است
نفهمیدیم که او در کجا تنها مانده است
نفهمیدیم که نماز بدون امام عشق معنا ندارد
نفهمیدیم نماز بدون تکبیر پیشواى محبت نماز نیست و از این رو همه نمازهایمان رنگ عادت به
خودگرفت.
آرى رفتیم به طواف حرم و نفهمیدیم که خورشید و ماه و ستاره، همه مخلوقات طواف وجود او
مىکنند به پرده کعبه چنگ زدیم و هیچ نفهمیدیم که پرده کعبه حرمت لباس او را نیز ندارد.
نفهمیدیم که این همه حاجیان راه صفا گم کردهاند.
و اینک که این همه را مىنگرى گریهاى غریب بر دلت سنگینى مىکند.
چه مدتها که در هنگام اشک او ما بىخبر بودهایم!
چه ساعتها که در هنگام حزن او ما بىخیال بودهایم.
مولاى من!
آنقدر روزها و شبها آمد که ما به خود نیامدیم و نپرسیدیم چرا تو در صحراها خیمه نشین شدهاى.
چراکه دور از مردمان زندگى مىکنى ؟
ما به خود نیامدیم و تو هر روز امیدوارى که ما به سویت برگردیم.
تو هر روز چشم انتظارى که ما براى نیکبختى خودمان ،
براى سعادت خودمان به سوى تو برگردیم.
مولاى من!
اى خسته سالهاى طولانى غیبت،
اى رنجور نامردمى ما،
اینک ما،
در دل تار شب،
در خلوت بىکسى روز،
آرام بر مىخیزم ،
دو رکعتى نماز حاجت مىخوانم که مرا ببخشى
دو رکعتى نماز نیاز مىخوانم که بدىها و غفلت هایم را نادیده بگیرى ،
و تو چقدر مهربان
همه گذشتههایم را ، همه بدىهایم را ، مىبخشى ، نادیده مىگیرى
مهربان و پر نور
مرا مىپذیرى . آرى صداى شکستن دلم را اول از همه تو شنیدهاى
دل نگران من قبل از همه تو بودهاى.
مهربان و پر نور ، مرا مىپذیرى ، و نواى گرم و صمیمىات در بند بند وجودم شنیده مىشود که
مىفرمایى:
خدایا خداوندا! از درگاهت مىخواهم که از ثوابهاى من مهدى بردار و در نامه اعمال شیعیانى
قرار ده که اینک دل شکسته و خجلت زده برگشتهاند؟
اللهم احى به القلوب المیته
برچسب:
نویسنده: mohammad naghdi